تبليغاتX

طراحی سایت

قالب وبلاگ

مدرسه راهنمایی هیئت امنایی حکمت مقدم

طراحی سایت


مدرسه راهنمایی هیئت امنایی حکمت مقدم
 
کشور: ایران / استان:بوشهر / شهرستان:دشتی / شهر:خورموج / واحد:مدیریت آموزش و پرورش
نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/07/15 توسط طاهریان آزاد(مدیرمدرسه)

                                            

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com

نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/11/07 توسط طاهریان آزاد(مدیرمدرسه)
8mswyyee8aymi9sh2or.jpg  7hje79vciniqz967edr.jpg i9i7sbfw8awq2v850qj.jpg


bjbj2w7euyt9rsktpjt.jpg  0imtnf7hnx6svyvznup9.jpg pic5svcvnvr4ap7sovi9.jpg



نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/11/07 توسط طاهریان آزاد(مدیرمدرسه)
49in5zxj59upi18qi0lo.jpg




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/10/25 توسط طاهریان آزاد(مدیرمدرسه)

آدرس جدید:



 http://khormoojhekmat.sch1.ir/ 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1390/10/25 توسط طاهریان آزاد(مدیرمدرسه)

 

 

 

خواستگاري خر !!!!!

 

خري آمد به سوي مادر خويش******** بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش

برو امشب برايم خواستگاري اگر تو بچه ات را دوست داري ****** خر مادر بگفتا : اي پسر جان

تورا من دوست دارم بهتر از جان******** ز بين اين همه خرهاي خوشگل

يكي را كن نشان چون نيست مشگل***** خرك از شادماني جفتكي زد

كمي عرعر نمودو پشتكي زد****** بگفت : مادر به قربان نگاهت **** به قربان دوچشمان سياهت

خر همسايه راعاشق شدم من******** به زيبايي نباشد مثل او زن

بگفت:مادر برو پالان به تن كن ******** برو اكنون بزرگان را خبر كن

به آداب و رسومات زمانه ******** شدند داخل به رسم عاقلانه

دوتا پالان خريدند پاي عقدش ******** يه افسار طلا با پول نقدش

خريداري نمودند يك طويله ******** همانطوري كه رسم است درقبيله

خر دانا كلام خود گشاييد ******** وصال عقد ايشان را نماييد

دوشيزه خر خانم آيا رضائي ******** به عقد اين خر خوشتيپ در آيي

يكي از حاضرين گفتا به خنده ********عروس خانم به گل چيدن برفته

براي بار سوم خر بپرسيد ********كه خر خانم سرشيكباره جنبيد

خران عرعر كنان شادي نمودند******** به يونجه كام خود شيرين نمودند*****به اميد خوشي و شادماني

 منبع:http://www.beytoote.com/khande/her-suit.html


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/10/22 توسط طاهریان آزاد(مدیرمدرسه)

rwzde1h1ndz6bg7rtpwr.jpg



دانش آموزان عزیز اگر بزرگ شدن عکسها می خواهید به


پیوندهای وبلاگ(خاطرات دبستان لنگک وراهنمایی معلم) 


مراجعه فرمائید.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/10/22 توسط طاهریان آزاد(مدیرمدرسه)

روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:

پس از گذشت یک هفته از انتشار گزارش توسعه انسانی سازمان ملل در سال 2011 که بر اساس آن رتبه ایران به لحاظ شاخص «توسعه انسانی» در میان 187 کشور دنیا 18 پله کاهش یافته و در جایگاه هشتاد و هشتم قرار گرفته است، اینک موسسه مطالعاتی لگاتوم انگلیس نیز با انتشار گزارشی اعلام کرده است که ایران به لحاظ «شاخص رفاه» در میان 110 کشور جهان افتی 5 پله‌ای را تجربه کرده و در رتبه 97 از میان 110 کشور مورد بررسی قرار گرفته است.


به این ترتیب رتبه ایران فقط از ۱۳ کشور؛ یعنی کشورهای روآندا، کامرون، اوگاندا، زامبیا، کنیا، موزامبیک، نیجریه، سودان، یمن، پاکستان، اتیوپی، زیمبابوه و جمهوری آفریقای مرکزی بالاتر بوده است. همچنین در این گزارش رتبه ایران از نظر اقتصادی ۷۶، کارآفرینی ۸۸، آموزش 64، بهداشت 61، ایمنی و امنیت 100 اعلام شده است. در میان کشورهای منطقه نیز ایران در جایگاه مناسبی قرار ندارد و در میان آنها رتبه نهم را به خود اختصاص داده است. کشور امارات با رتبه 27 جهانی مقام اول منطقه را به لحاظ شاخص رفاه به خود اختصاص داده است و پس از آن کویت با رتبه 35 و عربستان سعودی با رتبه 49 در مقام دوم و سوم منطقه قرار گرفته‌اند. اردن 65، ترکیه 75، سوریه 81، لبنان 82 و مصر با جایگاه جهانی 89 بالاتر از ایران در منطقه قرار دارند و پس از ایران نیز یمن با رتبه جهانی 106 و پاکستان 108 در مقام آخر منطقه قرار می‌گیرند
نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/10/17 توسط طاهریان آزاد(مدیرمدرسه)

  

راه درجهان یکی است و آن راه راستی است.

 


1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

2. قبل از جواب دادن فکر کن                                                        

3. هیچکس را تمسخر مکن

4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

5. خود برای خود، زن انتخاب کن

6. به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو

7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی

9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی

15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

22. هرگز ترشرو و بدخو مباش

23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین

26. چالاک باش تا هوشیار باشی

27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/10/14 توسط طاهریان آزاد(مدیرمدرسه)

یکی بود ، یکی نبود

 

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ 

 خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'،

 آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند،

 مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

منبع:یکی بود ویکی نبود


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
   ------------------